بزرگ بن شهريار الرامهرمزي ( مترجم : محمد ملك زاده )
51
عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى )
از اين واقعه تمام بيماران بدرود حيات مىگويند حتى يكنفر از آنان باقى نمىماند بدين جهت قريه خالى از سكنه مىشود كدخدا نيز از آنجا مهاجرت مىكند و قريه رو به ويرانى مىگذارد و ديگر احدى به آن مكان قدم نمىنهد . آنچه بر ما معلوم و مسلم گشت اين بود كه آن مرغ از پرندگان هندوستان بوده كه جانور زهردارى را بلعيده و همين كه زهر در بدنش اثر مىبخشد به آسمان بلند مىشود و تمام شب پرواز مىكند تا به اين قريه مىرسد و چون اثر زهر در او شدت مىيابد و نيروى پرواز برايش باقى نمىماند به بام آن خانه ساقط مىشود . [ داستان شمارهء ] : 36 ديگرى از دريانوردان مىگفت كه شنيده است در سفالهء زنگ پرندگانى هستند كه وحوش را با منقار يا چنگال خود از روى زمين ربوده به هوا مىبرند سپس آن را به زمين مىافكنند تا بميرد و درهم شكند آنگاه بر او فرود آمده او را مىخورند . خود من شنيدم در بلاد زنگ مرغ بزرگى وجود دارد كه از هوا خود را بر روى سنگپشتهاى بزرگ افكنده او را از زمين بلند مىكند و به آسمان مىبرد و سپس آن حيوان را به روى كوه يا تختهسنگهاى بزرگ رها مىسازد تا درهم شكند آنگاه خود را بر او افكنده و مىخورد . مىگويند اين پرنده اگر به چنك بياورد پنج يا شش سنگپشت بزرگ را در روز بدانگونه شكار مىكند اما همين حيوان چون چشمش به انسان بيفتد در دم فرار مىكند و از خلقت زشت و قيافهء كريه مردم آن سرزمين گريزان است .